هوای خوب پاییزی

اشکور ی ها ی  عزیز سلام . امروز جمعه مورخه 26 / 07 / 92 هوای اشکور بسیار عالی بود جای همگی اشکوری های دور از وطن خالی. عکس های زیر مربوط به روستای جیرکل است تقدیم به همه ی جیرکلی های عزیز . امید وارم که خوشتان بیاید .

اسم علمی اش را نمی دانم به گل ساعت معروف است

پاییز را می توانید از کم شدن برگ درختان ببینید


این هم نانوا های روستای زیبای مان آقا شهرام و آقا اسماعیل

 امام زادگان محلمان آقا سید جعفر و بی بی سکینه


بالا محله ( جور محله )

 تقدیم به آقای رمضانی ، با دیدن این عکس حتما هوای جیرکل میکند

این هم پایین محله .خانه ی سرور عزیزم آقا سید ضیا پاکدامن جیرکلی



ساختمان گل یاس متعلق به دوست گرامی ام  جناب آقای احمدی

توضیح اینکه اسکلت اکثر خانه های روستایمان و همجنین دیگر روستا های اشکور از چوب می باشد 

این گونه خانه ها در مقابل زلزله بسیار مقاوم می باشند و برای تعمیرات آن از ملات کاه و گل استفاده

می کنند . این امر باعث می شود که در فصل زمستان به راحتی خانه ها را گرم کرد  . باید متذکر گردم

که خانه های سنتی هر منطقه با توجه به آب و هوا و امکانات همان منطقه ساخته شده است.                                 

باران و سرما

باران و سرمای چند روز گذشته باعث غافلگیری مردم منطقه گردید  و همچنین بر اثر بارش باران آب رود خانه ی

پلرود زیاد گردید . سرد شدن ناگهانی هوا باعث بازگشت کوچ نشینان به منطقه ی قشلاقی شد.

بازگشت کوچ نشینان به مناطق قشلاقی


زیاد شدن آب پلرود

یک اتفاق تلخ در یک قدمی بازنشستگی



به نام خدا
درود برایرانی پاکزاد

در زمستان سال 1388ماشین راهداری داشت حرکت می کرد اصغر کاظمی زل زده بود به شیشه ی  ماشین وگذر ۳۰سال عمرخود را درجاده های ناجور اشکورات درخاطرش عبور می داد .لحظه شماری می کرد ساعت کاریش تمام شودو آخرین روز کاریش را در اداره راه و ترابری به پایان برساند  وبیاید خانه .ساعات کار ی رو به پایان بود و در راه بازگشت از ارتفاعات اشکور ،« بارگاه دشت» را رد کرد و هنوز به «کاکرود» نرسیده بود .پیچ را که دور زد چند تکه سنگ را دید که از  دیواره کوه رها ، و در جاده  افتاده ، از راننده خواست بایستد وسنگ ها را از جاده بر دارد  ..که ناگاه تکه سنگی از بالای کوه رهاشد و بر سراو نشست .همه هاج و واج مانده بودند .اورا به بیمارستان رساندند با وجود اینکه ایشان از تنی بسیار قوی برخوردار بودند اما ضربه خیلی محکم تراز این حرفها بود .وبعد از چند  روز دعوت حق را اجابت کرد و به دیدار معبود شتافت .

آری او پدرم بود مانده ام چه بنویسم در آخرین روز کاری .رفتن چنین در سکوت .درکش برای من خیلی سخت است اما انگار طاقت نشستن درخانه را نداشت .اصغر کاظمی جیرکلی  کارمند اداره راه و ترابری شهرستان رودسر بود  که سالها در سخت ترین مسیر های این منطقه مراقب بود تا کمترین آسیب به مردم کشورش نرسد و اینگونه در راه حفظ جان هم نوع خود ، جان خویش را اهدا کرد .می دانم در زیباترین جای بهشت نشسته است و از آن بالا بر ما زمینی های سرگردان لبخند میزند . روحش شاد و یادش گرامی .

برای شادی روح همه ی گذشتگان صلوات بفرستید

عکس قدیمی


این عکس شاید مربوط به سال 1350 ویا قبل از آن است که ازجوانان آن زمان روستا ی جیرکل گرفته شده است

که خیلی از آن ها را نمی شناسم .هم محلی های عزیزم هر کدام از این افراد را می شناسنددر قسمت نظرات بیان نمایند . ممنون از لطف همه ی شما 

طبیعت زیبا


ماهی گیری در سواحل دریای خزر تقدیم به همه ی دوست داران شمال


چرای گوسفندان در برمکوه

عبور دام ها از رودخانه ی پلرود



جیرکل


جیرکل، آبادی زیبــــــــای من                  نام پاکت در دل و در جان من 

جیـــرکل ، من از جوانان توام                    خــــاک پای پیر مردان توام

جیـــــرکل،ای روستای خوب من              جای پای خردسالی های من

جیــــــرکل قربان باغ فندوقت                    بوی ناب باغ های گردویت

جیـــــرکل ،ما از تو دور افتاده ایم             در دل غربت چنین افتاده ایم

در دل غربت کنم من یاد تو                 جای جای خاطرات ناب تو

در دل غربت چنین گویم به تو            تشنه ام من ، تشنه ی دیدار تو

شعر از ابوالحسن پاکدامن جیرکلی

تقدیم به همه ی جوانان و دوستداران روستای سر سبز جیرکل